در وصف حال مرحوم حشمت الله زارع (محمدعلی زارع)
مرحوم زارع در سال ۱۳۲۵ در روستای خان آباد چشم به جهان گشود وی تحصیلات خود را تا کلاس شش ابتدایی ادامه داد و در همان سنین جوانی شروع به کار در معادن مختلف (لکان – حسین آباد – راور دلیجان – راونج کرمان )نمود و در سن ۲۵ سالگی همسر اختیار نموده و زندگی جدید خود را شروع کردند که حاصل این ازدواج ۴ پسر و ۵ دختر بود .
بعد از ازدواج در داخل روستا مغازه خار و بار فروشی دائر نموده و مشغول به انجام خدمت رسانی به مردم شدند و از همان طریق نیز امرار معاش می نمود . در زمان تشکیل شورا ها ایشان به عنوان اولین شورای روستا انتخاب شد که می توان به ارزنده ترین خدمات ایشان که در کارنامه کاری ایشان نیز ثبت شده انتقال برق به روستا و همچنین آب لوله کشی اشاره نمود .
وی از افراد به نام روستا بوده که از لحاظ اخلاق و خلوص نیت شهره خاص و عام بودند همچنین با توجه به صدای گرم و دلنشینی که داشتند به کار هایی همچون تعزیه خوانی – مداحی –اذان گویی و ... نیز تمایل خاصی داشتند .ایشان در مسابقات اذان گویی استان توانستند مقام سوم را کسب کنند.مرحوم حشمت الله زارع با توجه به ارادت خاصی که به ائمه اطهار داشتند در تاریخ ۰۹/۰۱/۱۳۸۵ مصادف با ۲۸ صفر به همراه همسر و دو فرزندش جهت ادای نذر راهی روستای خان آباد شدند که در راه در اثر سانحه تصادف به همراه همسر و دو فرزند بزرگوارشان به دیار باقی شتافتند . این حادثه را می توان از غم انگیزترین حوادث روستای خان آباد به شمار آورد که دل تمامی دوستداران و اهالی را به درد آورد .
تکیه کلام ایشان در وصف امام حسین (ع) :
روزی که گل آدم و هوا را بسرشتند بر نام حسین ابن علی گریه نوشتند
فرمود حسین بر صف گریه کنانش والله که آن طایفه از اهل بهشتند تهیه کننده : محمود زارع

استاد ولی
یکی از شخصیت های مفید و خدمت رسان روستا ی خان آباد استاد ولی نام داشت
شغل وی سلمانی (آرایشگری) بود که در کنار آن کارهای از قبیل ختنه کردن – حجامت – سوراخ کردن گوش –کشیدن دندان – ارایش داماد و ... را نیز انجام میداد . مغازه آرایشگری وی در وسط روستا واقع شده بود و محلی بود که اهالی و بزرگان در مواقع بیکاری آنجا جمع میشدند و به گفتگو نقل خاطرات می پرداختند . گرچه وی از دنیا رفته ولی تمامی اهالی که او را به یاد دارند همیشه او را نیکی یاد میکنند .
.JPG)
حمام بردن داماد :
یکی از وظایف دلاک بردن داماد به حمام بود به این صورت که دلاک ابتدا سر و صورت داماد را اصلاح میکرد سپس همراه داماد به حمام میرفت و بعد از بیرون آمدن داماد وظیفه داشت لباس های داماد را بپوشد و در نهایت لنگی به کمر می بست و افرادی که همراه داماد بودند پول داخل آن میریختند که متعلق به دلاک بود بعد از آماده شدن داماد و بیرون آمدن ان از حمام مطرب ها و جوانان روستا شروع به رقص و شادی میکردند و او را تا منزل همراهی میکردن . اهالی که منزلشان در سر راه داماد بود برای او تشت و گلاب در میاوردند . مجمعه ایی نیز قرار می دادند و داخل ان قند و شکر و یک لیوان آب که داخل آن جو ریخته بودند قرار میدادند یک نفر مسئول بود تا آنها را جمع کند و داخل کیسه ایی بریزد همچنین لیوانی که داخل آن آب و مقداری جو بود را به سر و صورت داماد و برادر داماد می پاشیدند و معمولا جوانی که به عنوان برادر داماد معرفی میشد با آینه ایی جلو داماد می ایستاد داماد نیز دستمالی ابریشمی چهار لا کرده و جلو دهان و بینی خود میگرفت کلیه این مراسم مربوط به شب قبل از عروسی ( شب خنابندان) بود.
.JPG)
ختنه کردن :
یکی دیگراز کارهای دلّاک،ختنهکردن اطفال بود. برای این کار ابتدا شخصی، کودک را محکم در بغل میگرفت و دلّاک با گفتن جملهای نظر کودک را به جایی دیگر جلب میکرد و سپس به سرعت به کمک ابزارهای بُرندهای که در کیف فلزیاش قرار داشت کودک را ختنه میکرد و در محل زخم، پنبهای نیمسوخته قرار میداد و آن را میبست. در این هنگام جشن و شادی در خانه آغاز میشد، دلّاک لُنگ و یا پارچهای را که قبلاً به صورت دامن دوخته شده بود به کودک میپوشانید و پوست جدا شده از نرینگی کودک را به نوک چوب کبریتی زده و بر بالای سر کودک نصب میکرد و معمولا کودک را از خوردن آب سرد منع مینمود. پوست بالای سر کودک به تدریج سیاه میشد و مدت زمان سیاه شدن آن در واقع دورهی بهبود زخم کودک را مشخص میساخت. به علاوه شاید زدن پوست نرینگی بر بالای سر کودک، اعلان رجولیت کودک نیز بوده است. به هر حال با سیاه شدن پوست بالای سر کودک، پنبهی سوخته را از روی زخم کودک بر میداشتند.
کشیدن دندان – حجامت – سوراخ کردن گوش نیز از دیگر وظایف دلاک بود .